چشم مستم خیره بر خانه ای!!
نرم نرمک رفتم سوی پنجره تا که دیدم صحنه ویرانه ای
پدری کور وفلج افتاده در کوشه ای مادر همچو گل پژ مرده ای
پسری از سوز سرما زند دندان به لب
دختری مشغول عشق وحال با بیگانه ای
بعد از ان سوگند خوردم که ای خدا
دگر مست نروم سوی هر خانه ای
تا که بینم دختری عصمت فرو شد بهر نان خانه ای...........

عاشق
بزرگترین معرفت است

نمی خواهم کسی بایار من سخن گویید
اگر چه قاصدم باشد و پیغام مرا گویید
نمی خواهم به قبر ستان رود این دلبر تناز
که شاید مرده ای زنده شود و با یار من سخن گویید
..............................

رفت عشق من
از دست من......
عشق همیشه مست من ...
یک عمر ......با بخت بدش
بگریستم..........بگریستم........
بار نپرسید از دل من
من کیستم؟
من چیستم؟
ای اسمان باور مکن
که این پیکر محزون منم ........
من نیستم..........
من نیستم........
ما روزی خواهیم رفت
ای کسانیکه تابوت مرا به دوش می کشید
برروی تابوتم پرچم سیاهی بکشید تا همگان بدانند که سیاه بخت بوده ام
چشمهایم را باز بگذارید تا همگان بدانند که چشم انتظار بوده ام
دستهایم را باز بگذارید تا همگان بدانند که ارزو به دل از این دنیا رفته ام
تکه یخی برروی قلبم بذارید تا با اولین تپش خورشید عشق را بنگرد
بگویید دستها وپاها ی مرا ببندند تا همگان بدانند که اسیر بوده ام

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست
ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تما شایست
مرا در اوج می خواهی تما شا کن تما شا
دروغ این بود از دیروز مرا امروز حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال من
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
گره افتاده در کارم به خود کرده گر فتارم
بجز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
/ug05be65.gif)
fire-place%5B1%5D.gif)
fire-place%5B1%5D.gif)
ای عزیز خسته از عشق نخون قصه جدایی
بد تر از مرگ می دونم باور این بی وفایی
ببین واسه من وتوروزگار چه بی وفا بود
این همه حسرت وناله از عشق سهم دل ما بود
بر سر راه من وتو همه پلها را شکستن
فرصت پرواز نداشتیم حتی بالهامونو شکستند
اشکها مونو دریا کردیم اما قایق ها رو بردن
دو تا ماهی شدیم اما ماهیها رو صید می کردند
گل شدیم تو دشت وصحرا تا کسی ما رو نچینه
اما از بخت بد ما فصل پاییز وخزونه
حالا پیش روم روزهایی که پر از رنج وعذابه
تقصیر تو نیست می دونم کار این دنیا خرابه
ببین بعد اون همه عشق قصه مون رسید به اخر
من فدا می شم ولی تو زندگی رو بگیر از سر

به صليب صدا مصلوبم ای دوست
تو گمان مبري مغلوبم ای دوست
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سكوت تن ندادم حالا ميرم بيكفن
وقتي گفتن به صليب صدا مصلوبم ای دوست
تو گمان مبري مغلوبم ای دوست
شرف نفس من اگه شد قفس من
به سكوت تن ندادم حالا ميرم بيكفن
وقتي گفتن يه گناه بود مثل ديدن يا شنيدن
معني آواز هم اين بود ته بنبست داد كشيدن
وقتي حتي توی خلوت فكر آزادي قفس بود
گفتنيها رو ميگفتيم اگه فرصت يه نفس بود
ب ه گناه صدا با جرم گفتن
اگه روي صليب ويرون شدم من
شرف نفس من گه شد قفس من
به سكوت تن ندادم تا نميرم بي كفن
توي شبهاي سكوت فرياد من بود
ته جنگل خواب بيــــداري رود
از غروب هراس تا صبح موعـــود
تيغ خشم خليل بر قلب نمــــرود
در عذاب تشنگي گم حسرت من بوي گندم
بر دلم داغ شقايق از عذاب تلخ مردم
از كسي كه مثل بختك تو شبهام انداخته سايه
يه سوال ساده كردم نفرت گلايه يه گناه بود مثل ديدن یا
شنیدن .....
معني آواز هم اين بود ته بنبست داد كشيدن
وقتي حتي توی خلوت فكر آزادي قفس بود

دریایی که در شکستگی امواجشکه نشانه ای از شکستگی پشت زندگیست.
نامی نشانی از بلم ها وکشتیها نیست...
کشتی ها وبلم های این دریای تک افتاده ی گمنام که سینه من است
میلیونها تا بوت بی قواره است.......
میلیونها تابوت بی قواره ای کهدر هر یکیشان میلیونها ارزوی گور گم کرده غنود است
سینه من دریاست......
دریایی که هیچ اقیانوسی تا انجا که مر بوط به عصیان امواج استهر گز حریفش نبوده است..........


