تبليغاتX
شبگرد عاشق
  • Daily Links

    .::عضویت رایگان = پول ::.

    آرشيو پيوندهاي روزانه


  • Links

    .:: رشیدا ::.

    عاشقانه

    طنز جدي

    بروبكس رپر امارات

    دوست دار عشق ابدی

    تنها تورا می پرستم

    شهر عشق

    من زن می خوام

    کد پخش موزیک وبلاگ

    کردستان شهر عشق

    دانلو موزیک وهزار عکس از بازیگران

    سایت رسمی خواننده ها

    تک پسر

    عشق من کدهای جاوا

    همه چیز در یک بلاگ

    ادرس ها وسایتهای برتر جهان بهترین سایتها

    کلیپ مبایل وعکس امید

    سکوت عاشقانه ها

    ابی مثل ما

    عشق من

    زنال بهترین مر جع

    پرسپو لیس

    فاطمه دوستت دارم

    عروس دریا


  • In Yahoo

    روی این لینک کلیک کنید وشکلک مورد علاقه خود را در وبلاگ قرار دهید

  • Authors



  • Good Link




    .:: معرفی سه سیستم کسب درآمد با عضویت رایگان ودر آمد واقعا بالاااااا.... حتما کلیک کن ::.

    .::جدید ترین سی دی های حوادث واقعی در جهان ::.

    .::سيدی مستند های کامل از بزرگ ترين جادوگر جهان ::.

    .::سيدی مستدهایی واقعی از سرگذشت ارواح پس از مرگ ! ::.

    .::زبان را در حالت خواب بياموزيد (100٪ علمي و تضميني) ::.

    .::سيدی مستدهایی از ابتذال در سينمای ايران ! ::.

    .::آموزش زبان انگليسی در خواب ! کاملا علمی و تضمينی و اثبات شده در ايران ! ::.

    .::ژورنال لباس 2007 واسه خانم هاي ايراني ! ::.

    .::موبايل بازا بيان جديد ترين سيدی های موبايل رو ببينن ! ::.

    .::مستندات صوتی تصويری از مشاهده اوراح و جن ها . بسيار ترسناک کليک نکن ! ::.

    .::شرکت و شغل خود را در بزرگترين سايت نيازمنديها رايگان معرفی کنيد. ::.

    .::با روزي 2 ساعت كار ماهيانه مبلغ 900 هزار تومان دربياريد ::.

    .::پسورد آی دی طرفتو تو ۱ دقيقه پيدا کن کاملا تضمينی ! ::.

    .::کسب در آمد از اينترنت به همين آسونی ماهی چندين مليون تومان !‌ ::.

    .:: آچهار فیلم در یک سیدی اون هم 3000 تومن‌ ::.

    .:: در این سایت عضو بشین وبه ازای هر کلیک 30 تومن بگیرین ::.

  • تکیه بر جای خدا
    سلام عزیزان من مدتی گرفتارم  وبعد مدتها به خاطر این همه نامردی در

    دنیا یکی از شعرای هدایت را اپ می کنم امیدوارم که نظر یادتون نره

     

     

     

    تكيه بر جای خدا

    شبی در حال مستی تكيه بر جای خدا كردم

    در آن يك شب خدايا من عجايب كارها كردم

    جهان را روی هم كوبيدم از نو ساختم گيتی

    ز خاك عالم كهنه جهانی نو بنا كردم

    كشيدم بر زمين از عرش، دنيادار سابق را

    سخن واضح تر و بهتر بگويم كودتا كردم

    خدا را بنده ی خود كرده خود گشتم خدای او

    خدايی با تسلط هم به ارض و هم سما كردم

    ميان آب شستم سهر به سهر برنامه پيشين

    هر آن چيزی كه از اول بود نابود و فنا كردم

    نمودم هم بهشت و هم جهنم هردو را معدوم

    كشيدم پيش نقد و نسيه، بازی را رها كردم

    نمازو روزه را تعطيل كردم، كعبه را بستم

    وثاق بندگی را از رياكاری جدا كردم

    امام و قطب و پيغمبر نكردم در جهان منصوب

    خدايی بر زمين و بر زمان بی كدخدا كردم

    نكردم خلق ، ملا و فقيد و زاهد و صوفی

    نه تعيين بهر مردم مقتدا و پيشوا كردم

    شدم خود عهده دار پيشوايی در همه عالم

    به تيپا پيشوايان را به دور از پيش پا كردم

    بدون اسقف و پاپ و كشيش و مفتی اعظم

    خلايق را به امر حق شناسی آشنا كردم

    نه آوردم به دنيا روضه خوان و مرشد و رمال

    نه كس را مفتخور و هرزه و لات و گدا كردم

    نمودم خلق را آسوده از شر رياكاران

    به قدرت در جهان خلع يد از اهل ريا كردم

    ندادم فرصت مردم فريبی بر عباپوشان

    نخواهم گفت آن كاری كه با اهل ريا كردم

    به جای مردم نادان نمودم خلق گاو و خر

    ميان خلق آنان را پی خدمت رها كردم

    مقدر داشتم خالی ز منت، رزق مردم را

    نه شرطی در نماز و روزه و ذكر و دعا كردم

    نكردم پشت سر هم بندگان لخت و عور ايجاد

    به مشتی بندگان آْبرومند اكتفا كردم

    هر آنكس را كه ميدانستم از اول بود فاسد

    نكردم خلق و عالم را بری از هر جفا كردم

    به جای جنس تازی آفريدم مردم دل پاك

    قلوب مردمان را مركز مهر و وفا كردم

    سری داشت كو بر سر فكر استثمار كوبيدم

    دگر قانون استثمار را زير پا كردم

    رجال خائن و مزدور را در آتش افكندم

    سپس خاكستر اجسادشان را بر هوا كردم

    نه جمعی را برون از حد بدادم ثروت و مكنت

    نه جمعی را به درد بی نوايی مبتلا كردم

    نه يك بی آبرويی را هزار گنج بخشيدم

    نه بر يك آبرومندی دوصد ظلم و جفا كردم

    نكردم هيچ فردی را قرين محنت و خواری

    گرفتاران محنت را رها از تنگنا كردم

    به جای آنكه مردم گذارم در غم و ذلت

    گره از كارهای مردم غم ديده وا كردم

    به جای آنكه بخشم خلق را امراض گوناگون

    به الطاف خدايی درد مردم را دوا كردم

    جهانی ساختم پر عدل و داد و خالی از تبعيض

    تمام بندگان خويش را از خود رضا كردم

    نگويندم كه تاريكی به كفشت هست از اول

    نكردم خلق شيطان را عجب كاري به جا كردم

    چو ميدانستم از اول كه در آخر چه خواهد شد

    نشستم فكر كار انتها را ابتدا كردم

    نكردم اشتباهی چون خدای فعلی عالم

    خلاصه هرچه كردم خدمت و مهر و صفا كردم

    زمن سر زد هزاران كار ديگر تا سحر ليكن

    چو از خود بی خود بودم ندانسته چه ها كردم

    سحر چون گشت از مستی شدم هوشيار

    خدايا در پناه می جسارت بر خدا كردم

    شدم بار دگر يك بنده درگاه او گفتم

    خداوندا نفهميدم خطا كردم ....

     

     

     

     

    + نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 20:36 توسط چیا |

  • سلام دوستان من ..............................

     

     من زندگی را دوباره بدست اوردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

     

    خدا را دوست دارم
    چون لطافت قلب را بنا نمود

    زندگی را باید دوست داشت
    به شرط رسیدن به عشق

    عاشقی را دوست دارم
    به شرط رسیدن به عشق

    آسمان و زمین را باید نگریست
    تا بیاموزیم از آن معرفت عشق

    دریا و خورشید را باید دوست داشت
    به شرط پیوستن به اوج دریا

    پروانه را باید دوست داشت
    چون بدون چرخیدن به عشقش زنده نخواهد ماند

    صدف را دوست دارم
    چون در دل خود مروارید عشق می گذارد

    دوست را باید بپرستیم
    چون بدون دوست لطفی در جهان نیست

    و تو را دوست دارم
    چون بدن تو زندگی ام بود سرد و خاموش

    و همیشه باید عاشقان را درک کنیم
    چون جز عشق چیزی در قلب آنها حک نشده

    + نوشته شده در جمعه 9 اسفند1387ساعت 17:8 توسط چیا |

  • دوستم داری !!!!!!!!!!!!!!!!

    دوستم داشته باش ، هـمانـگونه که من دوستـت دارم
    بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد :
    که می خواهـيـم و نمی توانـيـم

    که می توانـيــم و نمی گـذارنــد !
    بگذار ميان من و تو فاصله ای نـمـانــد

    نه به خاطر خودت ،

    و نه به خاطر من !
    که به خاطر اين عـشـق دوسـتـم داشـتـه باش

    بـيـش از آنی که من دوسـتـت دارم

    ...............................................................................

    ....................................................................................

    ...............................................................................................

    .................................................................................................................

     

    از این چرخ زمان چه بی وفایی ها که ندیدم

    من به چشم خود چه شکنجه ها که ندیدم

    هر دم که شکستند دلم را

    به خنده ای گفتم که همش تقصیر من بود

    با مرگ زتو می گفتم و می خندیدم

    که من در زندگی هیچ غم ندارم

    افسوسم ز مرگ هست که آن هم بی وفا شد

    خدایا در عذاب عشق حقیر و ناتوانم

    ولی باز رو به درگاهت می نمایم

    خدایا این شکسته را بیش از این مشکن

    که شکسته را شکستن ز خداوند روا نیست.

    پشت هر خنده ی من هزاران گریه پنهان گشته است.

    مرا به جرم بیگانگی دیوانه خواندند

    مرا به جرم حق پرستی کافرم گفتند

    مرا به جرم صداقت در رفاقت بی وفا خواندند

    برو ای دوست که تو هم سازی دگر خواهی زد

     

    + نوشته شده در چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 16:24 توسط چیا |

  • به خودتان باز می گردد
    شخصیت دیگران را بالا ببرید با این شیوه شخصیت خودتان بالا می رود . 

     برای مردم ارزش قائل شوید:با این کار به ارزش خودتان افزوده خواهد شد.

    وقتی را برای تعلیم دیگران صرف کنیدخودتان هم چیزهای جدیدی را خواهید اموخت..

    کار دیگران را مورد تشویق قرار دهید خودتان مورد تحسین قرار می گیرید.

    به دیگران عشق بورزید این عشق به شما باز می گردد.

    اگر دیگرانی را که پیرامون شما هستند به کار دلگرم کنید خودتان بیشتر دلگرم می شوید.

     

     

    به دیگران کمک کنید تا از درخشش خورشید لذت ببرید ان موقع است که ان درخشش برای شما لذت بخشتر خواهد شد.

    دیگران را که در رنج وعذاب هستند به اسودگی وارامش فرا خوانیدتا درد خودتان کمتر شود .

    به بهترین نحو به دیگران کمک کنید دیگران هم همین کار را در حق شما خواهند کرد .

    حمایت خود را از دنیا نشان دهید ان وقت دنیا هم مدافع شما خواهد بود .

    با دلبستگی وهدف عشق بورزید در این صورت بهترینها نصیب شماست

    + نوشته شده در جمعه 24 آبان1387ساعت 12:32 توسط چیا |

  • دیده ودل
    برای من نگاهت مهربان بود

    دلم با قلب پاکت همزبان بود

    ولی افسوس بر این روز گار که دل ما پیش ان اسیر بود

    بر سر سودای دیدار توام

    به دل غوغای یک عشقی که کم بود

    براین روز سیه نفرین ونفرین

    که انچه دیده دید مر گ دلم بود......................................

     

    امان از دست دیده ودل

    که هر انچه دیده بیند دل کند یاد

    بسازم خنجری نیشش ز فولاد

    زنم بر دیده تا دل گردد ازاد...............

    + نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت 0:36 توسط چیا |

  • عشق وازدواج
    عشق وازدواج

    شاگردی از استا دش پرسید:عشق چیست؟ استاددرجواب گفت:به گندم زار برووپر

     خوشه ترین شاخه را بیاور. امادرهنگام عبور از گندم زار"به یاد داشته باش که:

    نمی تونی به عقب باز گردی تا خوشه ای بچینی. شاگرد به گندم زار رفت وبعد از

    مدتی طولانی باز گشت. استاد پرسید:چه اوردی؟ وشاگرد باحسرت جواب داد:هیچ!

    هرچه جلو می رفتم خوشه ها پر پر پشتتر میدیدم وبه امید پیدا کردن پر پشت ترینتا

    انتهای گندم زار رفتم استاد گفت:عشق یعنی همین! شاگردپرسید:پس ازدواج

    چیست؟ استاد به سخن امدکه:به جنگل برو بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته

    باش که باز هم نمی توانی به عقب باز گردی! شاگرد رفت وپس از مدت کوتاهی

     بادرخت برگشت.استاد پرسید که شاگرد چی شدوادر جواب گفت:به جنگل رفتم

     واولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم که اگه جلو بروم بازهم دست

    خالی بر گردم استادبازگفت:ازدواج هم یعنی

     همین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

     

    + نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1387ساعت 2:25 توسط چیا |

  • کلام های یک دوست

    خداوند به فرشتگان عقل داد بدون شـــهوت ? حيوانات را شـــهوت داد بدون عقل و انسان را شــــهوت داد با عقل ? هر انساني که عقلش به شـــهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است ? هر انساني که شـهوتش به عقلش غلبه کند از حيوان بدتر است .

     

    ...........................

     

    فلاني...؟... مي داني؟... مي گويند رسم زندگي چنين است : مي آيند....... مي مانند....... عادتت مي دهند....... و مي روند....... و تو در خود مي ماني....... و تو تنها مي ماني....... راستي نگفتي؟ رسم تو نيز چنين است؟ مثل همه ي فلاني ها!؟

     

    ................................

     

    يکي ازبهترين وقت هاي دعا که مستجاب ميشه وقتي هست که از همه چيز نا اميد هستيم و يک ذره غرور هم نداريم . بخصوص اگر موقع افطار باشد

    ............................

     

    وقتي زندگي رو از يخ ساختي ? براي آب شدنش گريه نکن . . .

     

     

    ...........................

     

    براي پي بردن به ارزش يک دوست ? او را از دست بده . . .

     

    ...............................

     

    زنده را تا زنده است بايد به فريادش رسيد ? ورنه بر سنگ مزارش آب پاشيدن چه سود ؟ زنده را تا زنده است قدرش بدان ? ور نه بر روي مزارش کوزه گل چيدن چه سود ؟

    ................................

     

    غريبانه شکستم من اينجا تک و تنها ? دل خسته ترينم در اين گوشه دنيا اي بي خبر از عشق که نداري خبر از من ? روزي تو آيي که نمانده اثر از من . . .

     

    ............................

     

    ز تمام بودني ها تو فقط از آن من باش که به غير از با تو بودن دلم آرزو ندارد . .

     

     

    .................

     

    تيک ... تاک ... تيک ... تاک با هر تيک ساعت به يادت ميوفتم و با هر تاک ساعت دلتنگت ميشم . . .

     

    ........................

     

     

    گر نيايي تا قيامت انتظارت ميکشم ? منت عشق از نگاه پر شرابت ميکشم ناز چندين ساله چشم خمارت ميکشم ? تا قيامت باقي ست اينجا

    انتظارت ميکشم

     

     

     

    + نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 18:11 توسط چیا |

  • در انجا بر فراز قله ي کوه دو پايم خسته از رنج دويدن بخود گفتم که در اين اوج ديگر صدايم را خدا خواهد شنيدن به سوي ابرهاي تيره پر زد نگاه روشن اميد وارم زدل فرياد کردم کاي خداوند من او را دوست دارم دوست دارم صدايم رفت تا اعماق ظلمت بهم زد خواب شوم اختران را... ...صدا صدبار نا اميدانه بر خواست که عاصي گرددو بي وي بتازد صدا مي خواست تا با پنجه ي خشم حريرخواب او را پاره سازد صدا فرياد ميزد از سره درد بهم کي ريز اين خواب طلائي؟ من اينجا تشنه ي جرئه ي مهرم تو انجا خ

    ...........................

     

    607ic80f44f3m2ztj42b.jpg

     

    موج مي امد چون کوه و به ساحل ميريخت. با غريوي که به خاموشي مي پيوست. با غريقي که در ان ورطه. به کف ها. به هوا چنگ ميزد. مي اويخت.... ما نمي دانستيم اينکه در چنبر گرداب. گرفتار شده ست. اين نگون بخت که اينگونه نگونسار شده ست اين منم اين تو ان همسايه ان انسان! اين ماييم!.... ... اه . اگر با دل و جان .گوش کنيم. اه اگر وسوسه ي نان را . يک لحظه فراموش کنيم. ((اي ادمها))را در همه جا ميشنويم

    ............

     

    آبي تر از آنيم که بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم که با سنگ بميريم تقصير کسي نيست که اينگونه غريبيم شايد که خدا خواست که دلتنگ بميريم

    ......................

     

    روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان

    ................

     

     

    + نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 2:50 توسط چیا |

  • تفاوت عاشق بودن وکسی را دوست داشتن
     

     

     

     

     

    بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

     

     

     

    با تب تنهايي جانکاه خويش زير باران مي سپارم راه خويش سيل غم در سينه غوغا ميکند قطره ي دل ميل دريا ميکند قطره ي تنها کجا دريا کجا دور ماندم از رفيقان تا کجا!!!...

     

                          

     

    آبي تر از آنيم که بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم که با سنگ بميريم تقصير کسي نيست که اينگونه غريبيم شايد که خدا خواست که دلتنگ بميريم

     

     

                                              

    + نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 18:57 توسط چیا |

  • کلام های یک دوست

    .rh18m5au39g4rqy6a5ht.gifrh18m5au39g4rqy6a5ht.gifrh18m5au39g4rqy6a5ht.gifrh18m5au39g4rqy6a5ht.gif

    ....

     

    جيرجيرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت مي‌كنيم. خرس رفت خوابيد ولي نمي‌دونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه

    .........................

    اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو

    .................................................

     

    هميشه سبز مي خشکد...هميشه ساده مي بازد....هميشه لشکر اندوه به قلب ساده مي تازد...من ان سبزم که رستن را.. تو اخر بردي ا ز يادم....چه ساده هستي خود را به باده سادگي دادم.... به پاس سادگي در عشق درون خود شکستم زود..... دريغا سهم من از عشق قفس با حجم کوچک بود طلوع اخرين ديدار ....غروبه شام اخر بود...سرانجام تو وعشقت حديث پشت و خنجر بود....درونم ملتهب از عشق .....برونم چهر اي دم سرد ...ولي از عشق باختن را ..... غرور من مرمت کرد

     rh18m5au39g4rqy6a5ht.gifrh18m5au39g4rqy6a5ht.gifrh18m5au39g4rqy6a5ht.gifrh18m5au39g4rqy6a5ht.gif

    + نوشته شده در شنبه 16 شهریور1387ساعت 2:4 توسط چیا |

  • Blog About
    سلا می به بزرگی یک دل عاشق به همه عاشقا وادمهایی که که دلی از جنس خاک دارن من در ایران زیبا نفس را به دست ازادی می سپارم تا عاشق زندگی را ببینم
    mergchiya@yahoo








    09149823890

    <



  • Home
  • Email


  • Archive
    88/02/01 - 88/02/31
    87/12/01 - 87/12/30
    87/09/01 - 87/09/30
    87/08/01 - 87/08/30
    87/07/01 - 87/07/30
    87/06/01 - 87/06/31
    87/05/01 - 87/05/31
    87/04/01 - 87/04/31
    87/03/01 - 87/03/31
    87/02/01 - 87/02/31
    87/01/01 - 87/01/31


  • Subjectal Archive

    RSS


  • Help


    .:: رشیدا ::.

  • www.Rashida.blogfa.com